أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

فهرست و مقدمه 45

قانون ( فارسى )

كيميا يا شيمى . « 1 » كتاب خوارزمى ، شايد بيش از هر موضوع ديگرى ، آينه‌اى است از اوضاع و شرايط فرهنگى آن عهد و با توجه به آن ، مىتوان تا حدود بسيارى از فضاى فرهنگى روزگار وى آگاه شد . مثلا آنجا كه وى مقالهء اول كتاب را به « علوم شرعى » اختصاص داده ، نشانه‌اى است از اهميت اين موضوع در جامعهء مسلمانان و احتمالا كثرت تأليفات در اين باب . نكتهء مهم ديگر در كتاب خوارزمى كه مىتواند در سير بررسى فرهنگ و تمدن اسلامى نيز مفيد و مؤثر باشد ، رويكرد او به طبقه‌بندى علوم فارغ از نظام انديشهء ارسطويى است . چنين رويكردى از بخش بزرگى از كتاب خوارزمى به چشم مىخورد . در واقع او كوشيده تا علوم عصر خويش را از ديدگاه يك دانشمند مسلمان عرضه و طبقه‌بندى كند : نخست آنكه وى اساسا علوم را به اسلامى و غير اسلامى تقسيم كرده و ميان آن دسته از علوم كه به‌هرحال منشأ و سرچشمهء اسلامى ندارند ، با علومى كه خاص اسلام است ، تفاوت قائل شده است . بنابراين خوارزمى از تأثير ارسطو و پيروان او ، مانند فارابى تا حد بسيارى فارغ بوده است . او به بسيارى از موضوعاتى كه ارسطو و پيروان او ، از مسلمان و غير مسلمان از آن غفلت كرده بودند ، اشاره كرده و براى آنها جايگاهى ويژه قائل شده است ، مانند علم تاريخ و پزشكى و شيمى ؛ البته افزون بر علوم الهى محض . اختلاف اساسى ديگرى نيز ميان نظام فكر ارسطويى در طبقه‌بندى علوم ابو عبد اللّه خوارزمى هست و آن اينكه ارسطو ، شعر را جزو علوم فلسفى بر شمرده و خوارزمى آن را در بحث از علوم وابسته به ادبيات جاى داده است . البته نبايد از ياد برد كه خوارزمى در تقسيمات علم منطق كاملا به روش ارسطويى عمل كرده است . « 2 » طب ( پزشكى ، داروشناسى ، دام‌پزشكى ، تأسيس بيمارستان ) علم طب مانند علم نجوم از نخستين فنونى است كه در بين مسلمانان رواج يافت و مورد توجه خاص مسلمانان و خلفا و امراى آنها واقع شد . اهميت اين علم به حدى بود كه علم ابدان در رديف علم اديان شمرده مىشد . دربارهء پزشكان دربار نخستين خلفاى اموى فقط جزئيات ناچيزى در دست است . قصيدهء عربى منسوب به تياذق ، طبيب راجع به حفظ الصحة به دست ما رسيده كه ترجمهء

--> ( 1 ) . پيشين ، ص 6 . ( 2 ) . ناهد محمد سالم ، همان ، ص 125 .